ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
376
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
خنكى آبها ، از مزهى بسيار عالى ميوههاى اين ناحيه ، مفصل براى ما تعريف كرد تا آنجا كه به اعتقاد جناب سرگرد و همسرش اگر در روى زمين گوشهيى شبيه به بهشت باشد ، همين گونيب است و لاغير . هنگام صرف شام تعريف و تمجيد از زيبايىهاى محل سكونت ميزبانمان مقدار زيادى از وقت ما را گرفت ، ولى طبعا سهم صحبت دربارهى [ شيخ ] شامل نيز در جاى خود محفوظ بود . آنگاه سرگرد تريف شروع كرد با تحسين و ستايش فراوان از اين مرد قهار سخن گفتن و دربارهى آخرين نبرد شيخ با روسها چنين گفت : شامل بعد از بيست و پنج سال جنگ و گريز ، وقتى كه به تدريج مواضع خود را از دست داد ، در آغاز سال 1859 م [ 1275 ق ] به گونيب پناه آورد . در اين موقع جز در حدود چهار صد مرد كه شجاعترين و وفادارترين مريدانش محسوب مىشدند و هنوز در دوروبرش باقى بودند ، عده زيادى با او نبود . انتخاب اين آخرين پايگاه ، بسيار عاقلانه و از روى كمال بصيرت بود . قسمت فوقانى گونيب كه از سوى قارا - كوىسو تقريبا دست كسى به آنجا نمىرسد ، قسمتى از آن باز هم كمكم به طرف شرق بالاتر مىرود و در ارتفاع بسيار بلندى مساحت مسطح دومى را تشكيل مىدهد كه به علت وضع كاملا استثنايى و عمودىاش اطراف آن بسيار امن است . [ شيخ ] شامل در بالاى چنين قلعهى تسخيرناپذيرى چون مىدانست كه دست كسى به او نخواهد رسيد ، در برابر حملات لشكر كامل روس به فرماندهى پرنس بارياتينسكى « 1 » يك تنه ايستادگى و جنگ مىكرد . يك بار « امام » بعد از دفع حملهيى چون به آذوقه فراوانى دسترسى پيدا كرده بود ، خيالش راحت شد كه گرسنگى هرگز مضيقهيى براى او فراهم نمىكند . نزديك شدن زمستان روسها را وادار ساخت كه دست از محاصره بردارند و اين ناكامى كم مانده بود شورشهاى جديدى را موجب گردد ، ولى ناگهان عمل جسورانهيى وضع را به كلى عوض كرد . در شب ششم سپتامبر سال 1859 ، نارنجكاندازان هنگ آبشوران و مسلسلچىهاى داغستان نمىدانم با چه اعجاز و يا چه دوز و كلك و عمل تهورآميزى از سربالايى كاملا عمودى سمت غربى قلعه بالا رفتند . وقتى صبح آغاز شد پرچم روس در قسمت مسطح فوقانى گونيب به اهتزاز درآمد . افراد ستون ژنرال بارياتينسكى با ديدن اين منظرهى دور
--> ( 1 ) . Bariatinski : ژنرال پرنس بارياتينسكى در جنگ با شيخ شامل فرمانده كل قشون تزار بود . م .